16 abr 2026

I R Á N

 




ایران… ای شعلهٔ پنهان در جانِ شرق ای نغمهٔ دیرینِ ایمان و شرف در سینهٔ تو هنوز آن صبحِ بلند چون رازِ خدا بیدار مانده‌ست ای خاکِ تو آیینهٔ فریادِ زمان ای نامِ تو پیوندِ زمین و آسمان از دامنِ کوهت تا دشتِ غزل‌خیزت یک آتشِ خاموش در عمقِ دلِ انسان است تو زخم فراوان دیدی اما نشکستی تو شب‌زده بودی اما به سحر پیوستی در اشکِ تو هم عزتِ مردان پیداست در صبرِ تو هم حکمتِ یزدان پیداست ایران… تو فقط مرز و زمین نیستی تو معنیِ برخاستنی تو آینهٔ خویش‌شناسی ایران! ای قبلهٔ امیدِ دل‌های سحرخیز ای آتشِ باقی به شبستانِ غم‌آمیز گر بادِ حوادث برسد، خم نشوی تو چون کوه بمانی چون نور بتابی چون عشق بخوانی و هرگز نمیری ایران! در رگِ تو آوازِ کهن می‌جوشد در قلبِ تو فردایِ وطن می‌جوشد هر کس که تو را خواست به خاموشی کشد خود رفت و فروریخت تو ماندی و درخشیدی در مکتبِ تو عشق، فقط واژه نبوده‌ست هر قطرهٔ خون آیهٔ بیداری بوده‌ست تو مدرسهٔ صبر تو محرابِ یقین تو قصهٔ مردی در حادثه‌های سخت‌ترین ای خاکِ تو هم بوی دعا دارد و شمشیر هم زمزمهٔ بلبل و هم هیبتِ تکبیر در ساحتِ تو عقل به خورشید رسیده‌ست عشق از نفسِ تو به معراج دمیده‌ست ایران… تو روشنیِ فکرِ مشرق تو هیبتِ یک ملتِ عاشق تو گر به خود آیی جهانی دگر آید ایران! ای قبلهٔ امیدِ دل‌های سحرخیز ای آتشِ باقی به شبستانِ غم‌آمیز گر بادِ حوادث برسد، خم نشوی تو چون کوه بمانی چون نور بتابی چون عشق بخوانی و هرگز نمیری ایران! در رگِ تو آوازِ کهن می‌جوشد در قلبِ تو فردایِ وطن می‌جوشد هر کس که تو را خواست به خاموشی کشد خود رفت و فروریخت تو ماندی و درخشیدی برخیز که از قامتِ تو صبح برآید برخیز که از همتِ تو عهد شکوفد بگذار که این خاک دوباره نفسِ نور شود بگذار که این قوم دوباره به خود مغرور شود تو وارثِ آن رازی که در سینهٔ خورشید است تو حاملِ آن نوری که در فطرتِ امید است ایران، اگر امروز دلت خسته و تنهاست فردا ز تو آغاز و از نامِ تو دریاست ایران! ای زمزمهٔ روشنِ جان در دلِ تاریخ ای پرچمِ افراشته در معرکهٔ توفیق نه ظلمتِ دوران نه طوفانِ حوادث نتواند از این ملت نورِ تو بگیرد ایران! ای معنیِ ایمان و قیام ای چشمهٔ عرفان و پیام تا در دلِ انسان شراری ز شرف هست نامِ تو چون آیهٔ عشق تا ابد زنده بماند



27 ene 2024

Irish pro-Palestine song ― Phalaistín (パレスチナ)

 



Irish pro-Palestine song


1.

The media they twist the truth to fit with Israel's lies,

while they sit on the hillside below them children die.

They laugh and joke and party ― as the bombs light up the skies.

They tell us that: It's War. ― It's really Genocide.


While the people of Teil-Abhíobh sleep safely in their beds,

the people of Phalaistín ― they're counting their dead.


2.

They stand there with the slingshots and they face Israeli tanks, while the drones that fly above them built on governs sunny banks.

But the people of the Gaza-strip, O we'll stand hand in hand and the truth will never have a voice till we make a stand!


While the people of Washington sleep safely in their beds,

the people of Phalaistín ― they're mourning their dead.


3.

The statesman and leaders, now it's time to earn your pay,

it's time for you to stand up and listen to what we say:

it's time to stop the massacre we will not stand idly by.

Viva Phalaistína, the battlecry!


While the people in London sleep safely in their beds,

the people of Phalaistín ― they're burying their dead.